سه ماهه شدنت مبارک...
دختر گلم دیروز دوماهت تموم شدو وارد ماه سوم زندگیت شدی
الهی فدات بشم مامانی 
جونم برات بگه که دیروز بابایی یه کاری کرد کارستون .... میدونی چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی یکاره بردت حمام 

من داشتم سکته میکردم
آخه تو این مدت مامان جون مهری و خاله زیبا جون حمامت کردن من جرات نداشتم چون خیلی کوچمولو بودی دلبندمممممممممممم
اما بابا ذاشتت روی یه دستشو منم کمکش کردم و چنان حمامت کرد که تنت برق میزد و تا فردا صبحش گرفتی خوابیدی ...
قبلش رفته بودیم بیرون باغ خاله اینا حسابی خوش گذروندی و کلی کبوتر و گنجشک دیدی ...
الهی فدای اون چشمای خوشگلت بشم من که با دقت همه چی رو نگاه میکنی
امروز هم بردمت واکسنت رو زدی ... بمیرم برات چقدر درد کشیدی اما خب مامانی این برات خوبه و به درد کشیدنش می ارزه الانم تب داری و خوابیدی اما ناله میکنی قربونت برم
الهی همیشه تنت سلامت باشه گلم 



سه ماهه شدنت مبارک...
